با سلام خدمت دوستان عزیز مطلب ذیل توسط دوست و همکار گرامی جناب آقای حقدل جمع آوری شده است که جهت استفاده شما عزیزان در وبلاگ کانون قرار گرفته است .
دایره نفس:؟
ما می خواهیم دراین دایره وقسمت به میزان ووسعت نفس هرانسان توجه نمائیم که هرنفس به چه میزان دارای قدرت عمل وآثار است آیا این آثار محدود است ویا نا محدود.؟
لذالازم است بدانیم بدن وجسم مادی هر موجود وهر خلقی تحت انقیاد وفرمان بی چون وچرای نفس خود است.ولذا هر اتفاق ظاهری وباطنی که دربدن(جسم مادی)ازشکل ظاهری وباطنی وساخت اعضاء وجوارح وومزاج وطبیعت وفعل وانفعال و...هدف وآثاروغایت نهایی توسط نفس خودآن موجود یا شئ کنترل وهماهنگی وبرنامه یزی وبه فعلیت خواهد رسیدولذا درایجادبعضی آثارواعمال نفس براساس علم الهی وفرمانهایی که درحقیقت ذات نفس آن شئ توسط خداوند قرارداده شده است عمل می نماید بطور کلی نفس اعمالی مانند مواردذیل انجام می دهد
- رسیدن به شکل واندازه ایی ظاهری وباطنی واعضاء وجوارحی که خداونددرحقیقت ذات آن شئ قرار داده شده است
- میل به غذا وجستجوی غذا ورفع گرسنگی وتشنگی خود
- حفاظت خود از خطرات یعنی داشتن احساس.
- فرمان تولید بسیاری ازآنزیمها وهورمونها و..جهت اعمال بسیاری از فعل ا نفعالات شیمیایی درون بدن جهت هضم غذا وسوخت وسازها وتامین نیازهای مادی وانرژی مورد نیازفکر وقوای نفس وبدن
- هماهنگی های درونی جهت ساخت اعضاء وجوارح وایجاد مزاج ها وطبیعت های مختلف هر عضو از اعضاء بدن .
- هماهنگی های لازم بین اعضاء وجوارح جهت ایجاد آثاردرونی وبیرونی آنها مانند ایجاد گریه با تغییرات ظاهری وباطنی در چهره واعضاء وجوارح وریختن اشک از چشم با توجه به شدت حزن واندوه ایجاد شده ویاخنده وتغییرات ظاهری وباطنی درماهیچه های صورت وصداهای مربوط به آن با توجه به شدت میزان خوشحالی وتغییرات ظاهری وباطنی در ایجاد قوه شهوت وآثارمربوطه آن و....
- وبطور کلی هماهنگی لازم بین اعضاء وجوارح جهت ایجاد نقطه ها وآثارهای درونی جهت ایجادکسب ویا اکتساب خودبخصوص درانسان درایجاد آثار وجودی یعنی کمالات وملکات خود ..می باشد.
ولذا بسیاری براین عقیده می باشند که نفس لا متناهی وبینهایت وبدون حدمی باشدوآنهم به جهت تصورات نامحدود ذهن وتصورات واندیشه ووهم وخیال ویا اینکه در حدیث ها گفته می شود ارق وارقع و....یعنی بخوانید وبالا بروید.
ولذا با توجه به اینکه ما می خواهیم این نکته را متذکرشویم که اگر نفس انسان نامحدودونا متناهی باشدوحد وحدودی نتوان برای آن درنظر گرفت پس برای آثار انسان هم حد وحدودی نمی توان در نظر گرفت ونفوس را نمی توان از هم تفکیک نمود بطوریکه خداوند دربسیاری از آیات خودتاکید بر اندازه بودن هر چیز را درعالم هستی دارداز جمله درآیه8الرعد می فرماید.
اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَىٰ وَمَا تَغِيضُ الْأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ ﴿الرعد: 8﴾
خدا از جنينهايى كه هر (انسان يا حيوان) مادّهاى حمل مىكند آگاه است؛ و نيز از آنچه رحمها كم مىكنند (و پيش از موعد مقرّر مىزايند)، و هم از آنچه افزون مىكنند (و بعد از موقع ميزايند)؛ و هر چيز نزد او مقدار معينى دارد.
وهمچنین درآیه50طه ها می فرماید
قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ ﴿طه: 50﴾
گفت: «پروردگار ما همان كسى است كه به هر موجودى، آنچه را لازمه آفرينش او بوده داده؛ سپس هدايت كرده است!»
ودر آیه49القمر می فرماید.
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ﴿القمر: 49﴾
البته ما هر چيز را به اندازه آفريديم!
وآیات بسیار دیگر......
که لذا ذکر این نکته لازم است که نفس انسان کپی وانتقال دهنده قدرت های(جمالیه وجلالیه)یعنی رحمت وغضب خداوند می باشد یعنی اینکه در حقیقت ذات هرانسان این واقعیت وجود دارد که علاوه بر درک بار معنایی تمام اسماء الله یعنی تمام اشیاء عالم می تواندبالقوه آن آثار راجهت رحمت وغضب خداوند درخودایجادنماید یا بطور کلی هر انسان این توانایی را دارد که هر اتفاقی درذات وحقیقت هرانسان از حضرت آدم مانند گول خوردن او از شیطان ویا آثارفرزندان او مانند کشته شدن هابیل بدست قابیل وهزاران آثار درونی وبیرونی که از خلقت آدم تا آخرین فرزندان او درروی کره زمین روی میدهد تمام این حقایق وآثار درذات هر انسان می تواند وجود داشته باشدیعنی هر انسان می تواند این آثار را بروز دهد ولی بخاطرومحدویت زمانی ومحدویت نفس تنها قادر به ایجاد بعضی ازاین آثاردرذات خود می باشد وهمچنین براساس آیات ذیل که خداوند برای هر نفسی تکلیف خاص وبه اندازه ومقدار معلوم قرار داده است که انسان مکلف به انجام آن می باشد.
لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلَانَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿البقرة: 286﴾
خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمىكند. (انسان،) هر كار (نيكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده؛ و هر كار (بدى) كند، به زيان خود كرده است. (مؤمنان مىگويند:) پروردگارا! اگر ما فراموش يا خطا كرديم، ما را مؤاخذه مكن! پروردگارا! تكليف سنگينى بر ما قرار مده، آن چنان كه (به خاطر گناه و طغيان،) بر كسانى كه پيش از ما بودند، قرار دادى! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداريم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوى! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مايى، پس ما را بر جمعيّت كافران، پيروز گردان!
وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا أُولٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿الأعراف: 42﴾
و كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند -البته هيچ كس را جز به اندازه تواناييش تكليف نمىكنيم- آنها اهل بهشتند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند.
وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿المؤمنون: 62﴾
و ما هيچ كس را جز به اندازه تواناييش تكليف نمىكنيم؛ و نزد ما كتابى است كه (تمام اعمال بندگان را ثبت كرده و) بحق سخن مىگويد؛ و به آنان هيچ ستمى نمىشود.
لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا ﴿الطلاق: 7﴾
آنان كه امكانات وسيعى دارند، بايد از امكانات وسيع خود انفاق كنند و آنها كه تنگدستند، از آنچه كه خدا به آنها داده انفاق نمايند؛ خداوند هيچ كس را جز به مقدار توانايى كه به او داده تكليف نمىكند؛ خداوند بزودى بعد از سختيها آسانى قرار مىدهد!
نتیجه گیری: ولذا هر نفس می تواند از هزاران هزاران آثارمثبت ومنفی که درحقیقت ذات خود بالقوه وجود دارد با توجه به محدویت هایی مانند طول عمر و..عمل نماید وجزء ملکات وآثاروجودی خودنماید.لذایا براساس تکلیفی عقلانی که خداوندو براساس آیات قرآن وسخنان پیامبران و...به انسان انشاء نموده انجام دهد ویا براساس هوی های نفسانی عمل نموده وآثارآنها را دروجود خود ایجاد نماید.پس مثال نفس رابه این صورت می توان بیان نمود که نفس هرانسان از نفس کل سرچشمه گرفته وبا حد خوردن ودر مرتبه نازله خودتبدیل به نفس جزء یعنی نفس هر انسان درروی کره زمین می گردد با توجه به اینکه دارای تمام خواص وآثار نفس کل رادرخود داردوهر نفس درحقیقت خود سعی می نماید که دوباره به حقیقت نفس کل خودبازگشت نمایدلذادر قوس صعودهر انسان با نفس خودتلاش می نمایدکه براساس تکلیف های الهی به دایره طلایی حقیقت تکلیف خود دست یابدویا با عمل نمودن براساس هوی وهوس راه را برخود بسته ویا مشکل وسقوط نماید لذا هر انسان پس از فوت جهت پاسخگویی اعمال وتلاشهای خود که جهت رسیدن به حقیقت نفس کل خود انجام داده در صحرای محشر مورد حساب وکتاب قرارمی گیردمثال نفس کل ونفس جزءمانند اقیانوسی است که از این اقیانوس دریاچه هایی ویا برکه هایی وحوضچه هایی جدا شده است(البته لازم بذکر است که رودخانه ورود وجوی اتصال دهنده اقیانوس ودریاچه وبرکه وحوضچه و...می باشند)وبطور کلی هر حوضچه وبرکه ودریاچه سعی می نماید به اصل خود یعنی اقیانوس برگشت نماید ویا با او ارتباط داشته باشد تاهیچگاه خشک نگردد.وعظمت وجلوه خود را داشته باشد.
واین نکته را نباید فراموش نمائیم که براساس آیه 21الحجر کلیه خزاین عالم وجهان هستی در اختیار خداوند بوده که به هرکس به هر میزان صلاح بداند عطا می نماید
وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ ﴿الحجر: 21﴾
و خزائن همه چيز، تنها نزد ماست؛ ولى ما جز به اندازه معيّن آن را نازل نمىكنيم!
